1583 . امام صادق عليه السلام : به تبداران خود ، سيب بدهيد ؛ چرا كه هيچ چيز ، سودمندتر از سيب نيست .
1584 . امام صادق عليه السلام : اگر مردم مىدانستند در سيب چيست ، بيمارانشان را جز به آن ، درمان نمىكردند . بدانيد كه سيب ، بويژه ، سودمندترين چيز براى قلب و مايه شستوشوى آن است .
1585 . دعائم الإسلام : درباره امام صادق عليه السلام روايت شده است كه : مردى از سرزمينى و با زده به ايشان نامه نوشت و از وباى آنجا خبر داد .
امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « بر تو باد سيب . آن را بخور » .
او هم اين كار را انجام داد و عافيت يافت .
و فرمود : « سيب ، حرارت را فرو مىنشاند و درون را خنك مىكند و تب را مىبَرد » .
1586 . الكافى به نقل از محمّد بن فيض : به امام صادق عليه السلام گفتم : كسى از ما كه بيمار مىشود ، درمانگران ، او را به پرهيز ، توصيه مىكنند .
امام عليه السلام فرمود : « امّا ما خاندان ، جز از خرما ، پرهيز نمىكنيم و [ بيماران خويش را ] با سيب و آب سرد ، درمان مىسازيم » .
1587 . الكافى به نقل از دُرُست بن ابى منصور : مفضّل بن عمر ، مرا با هديههايى « 1 » نزد امام صادق عليه السلام فرستاد .
در روزى تابستانى و در حالى كه سينىاى از سيبِ سبز نزد امام صادق عليه السلام بود ، بر ايشان وارد شدم . به خداوند سوگند ، بىدرنگ به او گفتم : فدايت شوم ! آيا در حالى كه مردم ، اين را خوش نمىدارند ، از آن مىخورى ؟
در حالى كه گويا مرا از ديرباز مىشناخته است ، به من فرمود : « همين امشب تبدار شدم . كسى فرستادم و آن را نزد من آوردند و آن را خوردم . آن ، تب را ريشهكن مىسازد و حرارت را فرو مىنشاند » .
من بهسوى نزديكان خويش باز گشتم و ديدم آنان تب دارند . به آنها سيب دادم و تب را از آنان ريشهكن ساختم .
هامش
( 1 ) ] در متن عربى ، واژه « لطف » آمده است كه ] درباره آن ، دو احتمال وجود دارد : يكى ، « لُطَف » كه جمع « لُطفه » به معناى هديه است ( چنان كه فيروزآبادى آورده است ) ، و ديگرى ، « لُطْف » است [ و در حديث مذكور ] ، بدين معنا كه امام عليه السلام مرا در پى لطف ( نيكى و احسان ) فرستاد . از اين دو احتمال ، احتمال نخست ، ظهور بيشترى دارد ( مرآة العقول : ج 22 ص 196 ) .