او كه هيچگاه انيّت ارض به شمس داده نمىشود و هكذا هر موجودى به انيّت خاصش وابسته به حقيقة الحقايق است .
اين نكته را دربارهء انيّت ، مرحوم آخوند در اسفار آورده است .
پس انيّت حق تعالى غير از انيّت صادر اول است . نه غيرى كه مباين با او باشد و انيّت جبرئيل غير از انيّت ميكائيل است و هكذا و چون هر انيّتى وجههء حق تعالى و به تعبير قرآن شريف ، وجه اللّه است :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ .
جناب آخوند در اوايل اسفار فرق بين خالق و مخلوق را به مطلق و مقيد گذاشته است ، « 1 » كه مقيد ، عين ارتباط به مطلق است . از اين روى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود :
« و الذى نفس محمد بيده لو انّكم دلّيتم بحبل الى الارض السّفلى لهبط على اللّه » ؛ « 2 » « قسم به كسى كه جان محمد در دست اوست ، اگر به ريسمانى به سوى پايينترين قسمت زمين آويخته شويد ، بر خدا فرود مىآيد » ، و اين حديث را ترمذى بتفصيل در كتابش
هامش
( 1 ) . اين حقيقت را حال ادراك مىكند كه عشق است نه عقل كه علم و استدلال است .
سعدى گويد :دگر ز عقل حكايت به عاشقان منويس * كه حكم عقل به ديوان عشق ممضى نيستمرحوم فيض در اصطلاحات عرفانىاش دارد كه ذم عرفا عقل را نه مراد اين است كه عقل مذموم است و هيچكاره ، بلكه مرادشان توجه دادن به مقام بالاتر از عقل است كه عشق باشد يعنى به حد برهان و استدلال كه كار عقل است ، اكتفا نكن كه آن دانستن است تن به كار ده تا عشق و حال پيدا كنى كه اين مقام علاوه بر دانستن ، يافتن است .
( 2 ) . در دنبالهاش حضرت رسول فرمود :هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .