گسترده شده است . نفس ناطقه انسانى چه زن و چه مرد را قابليت براى رسيدن به حقايق قرآنى است ، بسم اللّه ، از تو حركت و از خدا بركت ، مرد و زن ندارد ، به سروده شيوا و رساى عمان سامانى :
همّتى بايد قدم در راه زن * صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غيرتى بايد به مقصد ره نورد * خانه پرداز جهان چه زن چه مرد
شرط راه آمد نمودن قطع راه * بر سر رهرو چه معجر چه كلاه « 1 »
در اين مقام دو نكته يكى از استادم علامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان ، و ديگرى از معلّم ثانى ابو نصر فارابى رضوان اللّه عليهما به عرض برسانم :
استاد طباطبايى فرمودند : « ما اگر قابل فهم حقايق قرآن ، و ادراك مقامات انسانهاى كامل نمىبوديم به ما خطاب نمىفرمودند كه تعالوا » .
در ادبيات فصيح عرب ، اگر كسى مثلا در دامنه كوه است و بخواهد ديگرى را امر كند كه به قله كوه بالا برود به او مىگويد :
« اطلّع » - يعنى بالا برو . در مدينه بودم ديدم شاگرد شوفر در گرداگرد ماشين پىدرپى به مسافرين داد مىزد : اطلع ، اطلع - يعنى بالا برويد ، سوار شويد - و اگر آنكس در قلّهء كوه است و ديگرى
هامش
( 1 ) . گنجينة الاسرار ، عمان سامانى .