عارفان هر دمى دو عيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند
مراد شيخ از حجاب همين مظاهر متكثرهاند كه حجاب ذاتند
دى شانه زد آنماه خم گيسو را * بر چهره نهاد زلف عنبر بو را
پوشيد بدين حيله رخ نيكو را * تا هر كه نه محرم نشناسد او را
حركت جوهرى و تجدد امثال رابطه حادث به قديمند كه وجه الله دائم و باقى است و در عين حال كل يوم هو فى شأن است هر چند شئون او نيز وجه اويند . نظير حركت توسطيه ثابت كه راسم حركت قطعيه است . مشاء به حركت سرمدى محدد الجهات ربط حادث بقديم را تصور نمودهاند . متكلمين در اكثر آراى خود قائل الرأىاند بخصوص در اين موضوع مهم . برخى از آنان تجدد امثال را در اعراض قائلاند به اين پندار كه چون جوهر از بارى صادر شد بايد به نحوى در بقا آن را محتاج به واجب دانست و راهش اين است كه جوهر به عرض خود را ظاهر مى - كند و چون عرض لايبقى زمانين و حادث محدث مىخواهد عالم در بقا بواجب محتاج خواهد بود به شرح مواقف و مقاصد رجوع شود تفصيل اين مطالب را در رساله حركت كه در دست تأليف است بعون الله تعالى بيان خواهيم كرد .
بدانكه جهان اسم فاعل از جهيدن است و عالم را جهان گفتهاند كه دمبدم جهنده است و در جهش حياتى است كه قابض و باسط در كارند چنان كه همه اسماى الهى از اين معنى عارف تعبير به تجدد امثال در ما سوى الله مىكند و حكيم به حركت جوهرى در عالم طبيعت .
مرحوم حاجى در حكمت منظومه ، تجدد امثال را نام برد آنجا كه گويد ( ص 246 ) :