شيخ محيى الدين عربى در درمكنون و جوهر مصون در علم حروف آورده است و شيخ مؤيد جندى هم در شرح فصوص گويد :
اعلم الاسم الاعظم الذى اشتهر ذكره و طاب خبره و وجب طيه و حرم نشره من عالم الحقايق و المعانى حقيقة و معنى ، و من عالم الصور و الالفاظ صورة و لفظا الخ ( ص 70 ط 1 ) ؛ كيف كان در استرواح از اين سر مقنع گوييم : سر هر چيز لطيفه و حقيقت مخفى او است كه از آن تعبير به حصه وجودى آن نيز مىكنند و همين سر و حصه وجودى ، جدول ارتباط به بحر بيكران متن اعيان است
جدولى از بحر وجودى حسن * بى خبر از جدول و درياستى
حال بدانكه الوهت چون ظل حضرت ذات است و امهات اسماء الوهت كه حى و عالم و مريد و قادراند به منزلت ظلالات اسماء ذاتند پس اعظم اسماء حقيقت الوهيت ، اسم الله است .
و اسم اعظم در مرتبه افعال اسم قادر و قدير است كه ام اند زيرا اسم خالق و بارى و مصور و قابض و باسط و امثال آنها بمنزلهء سدنه اسم قادرند .
و اعظميت اسماء را مرتبت ديگر نيز هست كه اختصاص بتعريف دارد پس هر اسمى كه در تعريف حق سبحانه اتم از ديگرى است اعظم از آنست خواه تعريف در مرتبت لفظ و كتابت باشد و خواه در مرتبت خارج از آن كه عين خارجى خواهد بود و اين راجع به همان سر و حصه ياد شده است كه اسم اعظم اختصاص به انسان كامل مىيابد من رآنى فقد رأى الله پس وجود خاتم اعظم اسماء الله است و همچنين ديگر كلمات تامه و اسماى حسنى الهى .
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
( بقره 254 ) ،
وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ
( الاسراء 56 ) . و در كافى باسنادش از معاوية بن عمار از ابى عبد الله