تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
بدان كه كاتب بايد از صفات ذميمه احتراز نمايد ؛ زيرا كه صفات ذميمه در نفس علامت بىاعتدالى است ، و حاشا كه از نفس بىاعتدال كارى آيد كه در او اعتدال باشد . مصراع :
از كوزه همان برون تراود كه در اوست .
پس كاتب بايد كه از صفات ذميمه بكلّى منحرف گردد و كسب صفات حميده كند تا آثار انوار اين صفات مبارك از چهره شاهد خطّش سر زند و مرغوب طبع ارباب هوش افتد . نكته علياى 716 كتاب هزار و يك نكته نگارنده ، كراسه‌اى مطبوع در حسن خطّ است كه مطالبى شنيدنى و خواندنى در آن تنظيم و ترقيم شده است . در عنفوان جوانى كه در تهران به تحصيل علوم دينى اشتغال داشتم ، روزى به ديدار مرحوم ميرزا ابو القاسم خوشنويس آملى كه از طايفه محترم ايرائى آمل بود و در تهران به سر مىبرد توفيق يافتم . سخن از خطّ و خطّاطان به ميان آمد ؛ تا اين كه فرمود : مرحوم ميرزا لطف اللّه آملى كه از طائفه محترم نياكى آمل بود و در آمل به سر مىبرد ، از مرحوم مير عماد حسنى خوشنويستر بود ، و در بيتى به او خطاب كرد و گفت :
اى عماد حسنى سر ز لحد آر برون * بنگر خطّم و زن بوسه بر انگشتانم
و لكن در بهرهء مادّى از حسن خط حظّى نداشت ، لذا در اين باره گفت :
خطّ من و مرگ فقراء ننگ بزرگان * اين هر سه متاعى است خريدار ندارد

كلمهء 564

الشعراء على أربع طبقات : الجاهلون كإمرء القيس و زهير و طرفة ؛ و المخضرمون ألذين أدركوا الجاهلية و الإسلام كحسّان و لبيد ؛ و المتقدمون من أهل الإسلام كفرزدق و جرير و ذى الرمة ، و هؤلاء كلهم يستشهد بكلامهم ؛ و المحدثون من أهل الإسلام الذين نشئوا بعد الصدر الأول من المسلمين كالبخترى و ابي الطيّب لا استشهاد بكلامهم إلّا أن يجعل ما يقول بمنزلة ما يرويه و لا وجه لهذا الجعل و إن صدر عن صاحب الكشاف في أثناء تفسير قوله ( تعالى ) :
كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 31 | حسن حسن زاده آملى