در نكته 309 هزار و يك نكته بدين عبارت تحرير كردهايم :
عالم ذر چنان كه از روايات آن با تأييد و تسديد روايات ديگر ، و اصول براهين عقليه مستفاد است ، عبارت از فرقان كثرت از متن قرآن وحدت در قلب ليلة القدر است فافهم .
بيانش اين است كه عارف كامل در هر مرتبه از عالم ، هم قبل آن را مىخواند ، و هم بعد آن را مىداند ؛ اما قبل را براى اين كه قرآن است يعنى جمع و متن ما بعدش است ، و اما بعد را براى اين كه فرقان است ؛ يعنى شرح و تفصيل ما قبلش است ؛ و قلب چنان عارف ربانى مصداق
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
است ، و كثرت آحاد بنى آدم را مثلا در مقام تمثّل ، همانند ذر مىبيند فتدبر .
در منتهى الأرب فى لغة العرب گويد :
ذرّ بالفتح : مورچه ، ذرّة يكى . و صد مورچه به وزن يك دانه جو است . و قيل :
« ليس لهاوزن » . و يحكى « أنّ رجلا وضع خبزا حتى علاه الذرّ و ستره ثم وزنه فلم يجد شيئا » .
حضرت آدم صفى ( صلوات اللّه عليه ) در يك القاء سبوحى و مشاهدات روحى ، ذرّيت خود را به صورت انبوه ذر مشاهده كرده است ، و مشابه آن براى نفوس مستعده ديگر بخصوص صاحب عصمت نيز روى مىآورد .
از اين واقعه شهودى تعبير به عالم شده است كه عالم ذرّ گويند . و عالم را در محاورات اطلاقات بسيار وسيع است ، مثلا گويند : عالم عقل ، عالم علم ، عالم خيال ، عالم طبيعت ، عالم خواب ، عالم بيدارى ، عالم حيوانات ، عالم انس ، عالم جن ، عالم جوانى ، عالم پيرى ، عالم دوستى ، و و و و هزاران و .
روايات عالم ذر مانند قصص آدم و حوا چه در قرآن و چه در جوامع روائى ، تصوير معانى و بيان سرگذشت انسان در عوالم به صورت تمثيلى و نمايشى است ؛ قوله ( سبحانه ) :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
( عنكبوت ، آيه 44 ) .
فى العلل بإسناده عن حبيب السجستانى قال سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول : إنّ الله