گذشته غور كند واضح مىشود كه حكما در افاضهء صور جديده اسباب طبيعى را لازم مىدانند و ليكن افعال را نسبت به آنها نمىدهند و فقط داروين سبب طبيعى را معين نموده و گفته كه نشو و ارتقا و تدريج در ترقى است . حكما مىگويند :
اسباب طبيعى هر چه باشند معدّ براى صورت جديدهاند و نگفتهاند كه اسباب طبيعى نبايد تدريجى الحصول باشد بلكه چنان كه ملاحظه كرديد صدر المتألّهين با مقام بلندى كه در علم الهى داشته در جنين به قانون نشو و ارتقا تصريح نموده است .
ارنست هگل در بيانات خويش ذكر نموده قانون نشو و ارتقا منافى با روايات تورات در ابتداى خلقت كون است ، زيرا كه خلقت را منحصر در شش روز متوالى به ترتيب مخصوصى ذكر نموده است و ابتداى خلقت را چند هزار سال قبل ذكر نموده با اينكه به قانون نشو ، چندين هزار مليون سال براى تكوين انواع لازم است .
در جواب وى بايد گفت : عيب مذهب داروين آن است كه مبتنى بر استحسان و ترجيح است و دليلى واضح ندارد ، اگر دليلى واضح داشت مىتوانستيم بگوييم منافى با روايات دينى نيست .
اما اينكه مىگويد : ابتداى خلقت را حضرت موسى در زمان نزديك هفت هزار سال قبل ذكر نموده ، مىگوييم : از سياق كتاب تورات معلوم مىشود كه آن حضرت نويسندهء اين كتاب نيست بلكه مورخى اسرائيلى بعد از زمان حضرت موسى تاريخ دنيا را از اول تا زمان حضرت موسى و تاريخ زندگى حضرت موسى تا بعد از رحلت او و واقعهء فوت او را ذكر نموده است .
ديگر اينكه مىگويد : خلقت جهان را در شش روز ذكر نموده مقصود اين نيست كه فقط كار خداوند منحصر به اين شش روز بوده است ، بلكه فيض خدايى دائما جارى است و هر روز خلقت مىنمايد چنان كه مشاهده مىكنيم .
حضرت امام جعفر صادق به طورى كه در چهاردهم بحار نقل مىكند به راوى گفت :
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣١٠