تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

عقيدهء داروين شباهت تامّه دارد با عقيدهء صدر المتألّهين در حركت جوهرى

همين‌طور كه بنابر عقيدهء صدر المتألّهين در استحالات يك ماده به صور عديده مانند جنين در رحم ، تغيير تدريجى است نه دفعى به طورى كه جنين در رحم تمام مراتب نباتى را از درجهء ناقص تا كامل نزديك به حيوان طى مىكند و بعد از آن داراى خواص پست‌ترين حيوانات است تا كم كم ترقّيات بىاندازه متراكم شده به صورت انسان بشود . داروين فيلسوف انگليسى عالم را رحم انسان تصور كرده مىگويد : و اين تدريجات در نسل و اعقاب يك نوع به قدرى متراكم گرديده است تا به انسان رسيده و همين‌طور كه حيوان شدن و انسان شدن جنين دفعى نيست ، يعنى در رحم دفعة انسانى ايجاد نشده است ، در عالم خارج نيز وجود انسان دفعى نبوده ، منتها در رحم ترقّيات تدريجى راجع به يك فرد است و در عالم خارج نه راجع به يك فرد بلكه در اعقاب و اولاد است و به اندازهء اين ترقى نزديك به هم و غير محسوس است كه تاريخ پيدا شدن انسان را نمىتوان معين كرد ؛ همين‌طور كه روز سرخ شدن سيب و شيرين شدن غورهء انگور را نمىتوان مشخص نمود .

رد بر عقيده ارنست هگل و امثال وى كه گمان كرده‌اند عقيدهء داروين مخالف دين و توحيد است

ارنست هگل فيلسوف آلمانى و بعضى ديگر گمان نموده‌اند كه عقيدهء داروين مخالف با اعتقاد به خداى متعال است با اينكه از خود داروين نقل شده است كه مىگفت : تدريج و نشو و ارتقا ، مناسبتر با حكمت پروردگار و نظام ايجاد اوست . و هگل در اين باب اشتباه كرده است ، زيرا كه خداوند اگر ماده را مستعد از براى افاضه صورت حيوان يا انسان ديد ، فورا افاضه مىكند و در اين باب فرق نمىكند كه بتدريج مستعد براى انسان شدن بشود يا دفعة . بر كسى كه در مطالب