تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
جوهرى است - در همين انتقال و استكمال نورى تدريجى و اشتداد جوهر ذات نفس گويد : و من أعجب الأمر أنّه في الترقي دائما و لا يشعر بذلك للطافة الحجاب و رقّته و تشابه الصور مثل قوله ( و أتوا به متشابها ) . « 1 » يعنى عجب اينكه آدم دم به دم در ترقى است و از جهت لطافت و رقّت حجاب توجه بدان ندارد . لطافت و رقّت حجاب به اين معنى است كه صانع از بس كه نقّاش و مصوّر چيره‌دست است از تجدّد امثالى كه پىدرپى مىآورد ، به تجدد و آمدن امثال آن پى نتوان برد بلكه محجوبين يك چيز پندارند ، و حجاب همين صور اشياست يعنى همين مظاهر متكثّره كه حجاب ذاتند . به مثل كسى كه در كنار نهر آب تندرو ، عكس خود را در زمان ممتدّ ، ثابت و قارّ مىبيند و حال اينكه عكس از انعكاس نور بصر در آب است و آب قرار ندارد و دم به دم عكس جديدى احداث مىشود ، به قول عارف رومى :
هر نفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا
اين درازى مدت از تيزى صنع * مىنمايد سرعت‌انگيزى صنع
و چون مبرهن است كه « نفس فى وحدتها كل القوى » است ، پس آنچه را ادراك مىكند همه آنها به ادراكات حضورى است و اتحاد مدرك با مدرك است مطلقا ، خواه مدرك حاس باشد يا متخيل و يا متوهم و يا عاقل كه با مدركاتشان كه محسوس و متخيّل و متوهّم و معقول است ، متّحدند . و اگر صور نوريه علميه در گوهر نفس و در حقيقت ذات او رسوخ نكنند و عين او نگردند ، استكمال و سلوك تدريجى و ترقّى و انتقال نورى وجودى تحقق نمىيابد ، و حال اينكه نفس به دانستن چيزى ، چنين استكمال را در جوهر ذات خود داراست ؛ زيرا كه ملاك فعليت و تجرّدش و منشأ استكمال جوهر ذاتش همين ادراك است .
هامش
( 1 ) - فصوص الحكم ، ص 255 ، چاپ سنگى ، ايران .