استكمال آن . خلاصه اينكه نفس نه اين كه فقط به انقطاع از بدن فانى نمىشود بلكه زندهتر مىگردد .
يج - و ديگر بحث در سعادت و شقاوت نفس است .
يد - و ديگر عود نفوس به منشئ و مبدعشان بعد از انقطاع از دنيا است .
يه - و ديگر اين كه موت در حقيقت مفارقت نفس از غير خودش است .
يو - و ديگر اين كه علم ذاتى نفوس ناطقه نيست .
يز - و ديگر اين كه علم تذكر نيست .
يح - و ديگر اين كه وزان قبر در اين نشأه و نشأه آخرت وزان انسان در نشأتين است .
يط - و ديگر اين كه لذّات و آلام نفس در اين نشأه از مقولهء انفعال ، و در نشأه آخرت از مقوله فعلند ( اسفار ، ج 4 ، ط 1 ، ص 155 ) .
امور مذكور بعضى قابل ادغام در ديگرى است و ما از جهت اهميت آنها به تفصيل نام بردهايم .
عالم جليل محمد دهدار را در رساله قضا و قدر در بيان امور نهم و دهم و يازدهم بيانى رسا است كه :
از جمله ضروريات ، دانستن اين است كه هر فعلى و عملى صورتى دارد در عالم برزخ كه آن فعل بر آن صورت بر فاعلش ظاهر مىشود بعد از انتقال او به عالم برزخ ، و جزا همين است كه « إنّما هي أعمالكم تردّ عليكم » ، و
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
، و « الناس مجزيّون بأعمالهم » .
و نيز بايد دانست كه علم انسان مشخّص روح است و عملش مشخّص بدن او در نشأه اخروى ، پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأه اخروى برانگيخته مىشود ، چنانچه در اخبار و آثار وارد است به سبب خصوصيت خود كه او آن است هر جا كه باشد . و سرّ آن آن است كه به موجب كريمه
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
هر چيزى در وجود خود اطوار هست ، و هر طورى حكمى و صورتى دارد ، مثلا انگور را چون در خم كنى در اول حال جوش مىزند و تلخ مىشود و مسكر ، و در