امام عليه السّلام : پس نه سعى كردى و نه مشى و تردّد بين صفا و مروه .
پس از آن فرمود : آيا از مكّه خارج شدى و به منى رفتى ؟
شبلى : آرى .
امام عليه السّلام : به منى رفتى آيا نيّت كردى كه مردم را از زبان و دل و دست خود ايمن گردانيدى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : پس به منى نرفتى .
بعد از آن امام عليه السّلام فرمود : آيا در موقف عرفه وقوف كردى ؟ و بر جبل الرحمة برآمدى ؟ و شناختى و خداوند متعالى را در جبل الرحمة و جمرات خواندى ؟
شبلى : آرى .
امام عليه السّلام : در موقف عرفه آيا معرفت حق سبحانه و تعالى و اطلاع او را بر سرائر و قلب خود شناختى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : بر جبل الرحمة كه بالا رفتهاى آيا نيّت كردهاى كه خداوند هرمؤمن و مؤمنه را رحمت مىكند ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : آيا به مزدلفه ( مشعر ) رفتى ؟ و از آنجا سنگريزهها از زمين بركندى ؟ و به مشعر الحرام مرور كردى ؟
شبلى : آرى .
امام عليه السّلام : آنگاه كه در مزدلفه مشى مىكردى و از آن سنگريزهها برمىكندى آيا نيّت كردى كه هرمعصيت و جهل را از خود بركندى و هرعلم و عمل را در خود نشاندى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : به مشعر الحرام مرور كردى آيا نيّت كردى كه شعائر اهل
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٢٦