امام عليه السّلام در اين هنگام صيحهاى برآورد كه نزديك بود از دنيا مفارقت كند سپس فرمود : آهآه كسى كه به مقام قرب رسيده و با خدا مصافحه كرده كجا است . حقتعالى با آن عظمت و جلال مسكينى را به اين مقام برساند آيا جايز است بر او كه حرمت چنين پروردگار مهربان را ضايع كند ؟ هرگز چنين نيست كه كسى با خدا مصافحه كند بعد از آن مخالفت او را جايز داند . پس از آن فرمود :
آنگاه كه در مقام ابراهيم ايستادى آيا نيّت كردى كه برانجام هرطاعت ايستادى ، و پشت به هرمعصيت كردى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : آنگاه كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزاردى آيا نيّت كردى كه چون نماز ابراهيم عليه السّلام نماز گزارى ؟ و به نمازت بينى شيطان را به خاك ماليدى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : در مقام نايستادى و در آن نماز نخواندى .
پس از آن فرمود : آيا بالاى چاه زمزم برآمدى ؟
شبلى : آرى .
امام عليه السّلام : آنگاه كه بر بالاى چاه زمزم برآمدى آيا نيّت كردى كه بر طاعت برآمدى و چشمت را از معصيت پوشاندى ؟
شبلى : نه .
امام عليه السّلام : پس بر چاه زمزم برنيامدى و از آن ننوشيدى .
پس از آن فرمود : آيا سعى ميان صفا و مروه را بجاى آوردى و در ميان آن دو مشى و تردّد داشتى ؟
شبلى : آرى .
امام عليه السّلام : از سعى ميان صفا و مروه آيا نيّت كردى كه در ميان خوف و رجايى ؟
شبلى : نه .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٢٥