قارة » ( اسفار ، ط 1 رحلى ، ج 1 ، ص 232 ، س 20 ) ؛ و مشّاء اينگونه ثابت را موضوع حركت نمىداند ، بلكه موضوع ثابت باقى از اول تا آخر حركت مىخواهد ؛ و در حقيقت اين بيان صاحب اسفار يك نحو مماشات با مشاء براى اثبات موضوع ثابت در حركت جوهرى است ، فتدبّر .
كلمهء 283
اين كلمه جواب نامهاى است كه نگاشتهايم :
با تحيّت و سلام ، معروض مىدارد كه هدف مقدّس شما شايان تحسين و در خور تمجيد است كه در مسير بذر معارف قرآنى و در فكر تكامل جامعه انسانى مىباشيد ، قوله سبحانه :
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
( كهف ، 31 ) .
عرفان علم انسان ساز است كه در حقيقت عروج نفس به معرفت حق تعالى ، و اعتلاى آن به تخلّق به اخلاق ربوبى و تأدّب به آداب الهى است . جامعه بىعرفان كالبد بىجان است .
عرفان اصيل اسلامى را منطق وحى اعنى قرآن مجيد حائز است ، و روايات صادره از وسائط فيض الهى كه اهل بيت عصمت و طهارتاند بمنزله مرتبه نازله قرآنند .
صحف قويم عرفانى و كتب اصيل فلسفه و حكمت متعاليهاى كه از قلم اعلاى دانشمندان و انديشمندان بزرگ اسلامى تدوين شدهاند در حوزههاى علميه تدريس مىگردند و شناخته شدهاند . در تعليم معارف اسلامى بايد حوزهها و دانشگاههاى كشور را تقويت كرد .
قرآن تبيان كلمات غير متناهى كتاب هستى و مبيّن حقايق اسماء غيبى و عينى است . تفسير جامع آن انسان كامل است . بايد افراد اجتماع رشد علمى تحصيل كنند تا تشبّه به چنان انسان پيدا نمايند ، و تفسير كتبى به هر اندازه نوشته شود باز جامعتر از آن متصوّر است . البته بايد در راه تعالى تفسير كتبى هم بود . اميد است كه اجتماع فعلى ما به توفيق فهم تفسير مجمع و الميزان و تفاسير روائى و عرفانى