تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مصطفى ، ديگرى سرو چمن مرتضى بود .

بيت بيست و نهم قصيده :

اين شده چون عقل و روح لقمه انواع نقل * وان شده چون جدّ و باب طعمه ارباب ظن
از الفاظ « اين و آن » غرضش وجود شريف اين دو سرو بوستان جنان است و اين دو دسته ريحان باغچه رضوان يعنى يكى چون عقل و روح لقمه انواع نقل احاديث و موعظه صحيح گشته كه نيشكر نصيحتش لقمه قوت و قوّت دلها بودى ، و آن يكى چون جدّ و بابش كه حضرت نبى و علىاند طعمه انواع ظنّ شده كه بعد از مشاهده معجز كفّار به آن حضرت ظنّ سحر مىبردند ، و از ايشان سخنهاى ناشايست سرمىزد ، كه اكنون نهال تذكرهء او ميوهء بىادبى بارمىآورد . هر آينه معنى اين بيت آن شد : يكى چون عقل و روح از نقل قوت دل و قوت جان مىبخشيد ، و يكى چون جدّ و باب لباس طعن و تشنيع نااهلان را به قامت رعنا مىكشيد و مىپوشيد .

بيت سىام قصيده :

هر كه دمى با شما رطل گران نوش كرد * ديده عقلش نديد دل به بلا مرتهن
مرتهن طوطى ستاننده را گويند ، و كسى را نيز گويند كه رهن گذاشته بود مالى را يا اسبابى را و اينجا بدان معنى واقع شده ؛ زيرا كه مىفرمايد هركه با شما رطل گران محبت و اخلاص به لب ادب دركشيد ديدهء عقل او هرگز دل خود را به بلا مرهون نديد ، يعنى به هيچگونه غم گرو نگشت و به دام محنت گرفتار نيامد .
هر كه با چون توئى بنوشد مى * دل او كى شود گرو با غم

بيت سى و يكم قصيده :

سايه ذات خداى پايه فرّ هماى * پاره نفس رسول چاره كت حزن
چون مقرر است كه سايه به وجود اصل باقيست فى الواقع از ايشان نزديكتر به
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 338 | حسن حسن زاده آملى