تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم * چو نقطه بر سر حرف آمدستم
و گاهى بدين نحو زمزمه دارد كه :
مرا به هيچ كتابى مكن حواله دگر * كه من حقيقت خود را كتاب مىبينم
انسان بيدار همواره كشيك نفس مىكشد ، و پاسبان حرم دل است ، و واردات و صادرات دهان خود را مىپايد ، و دار هستى را كارخانه‌اى بزرگ مىيابد كه با عمّال بيشمار
وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ
( سورهء المدثّر آيهء 32 ) دست هم گرفته در كارند تا انسان بسازند و از عالمى تحويل به عالم ديگر دهند . آرى عالم كارخانه آدمسازى است ، مروّت و شرط انصاف نباشد كه كفران شود و جبران نشود و خسران شود . اين بىسر و پا را دو جزوه يكى موسوم به إلهىنامه ، و ديگرى مسمّى به نكات است ؛ سخنى چند از آن دو به حضور سمىّ سامى سخن سنجم جناب آقاى دكتر سيّد حسن امين - زاده الله المتعالى القرب اليه - تقديم بدارم : در نكات آورده‌ام : نكته : نورانية القول على قدر نورانية القلب . نكته : اسير بطن اهل باطن نمىشود . نكته : جزاء نفس عمل است :
وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
( سورهء صافّات آيهء 40 ) نكته : از انسان سر برود و سحر نرود . نكته : ملكت با عالم ملك است و خيالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه‌اى و داراى سرمايه كسب همه ؛ صادق آل محمد صلوات الله عليهم فرمود : « إنّ الله عزّ و جلّ خلق ملكه على مثال ملكوته ، و أسّس ملكوته على مثال جبروته ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته » درست بخوان و درست بدان . نكته : تا بيننده و گيرنده نشدى انسان نيستى . نكته : انسان درختى است باژگونه كه ريشه آن بسوى آسمان است . نبات از زمين مىرويد و انسان از آسمان ، و ديگر جانوران برزخند كه آفريده‌اىاند نه اينچنين و نه آنچنان ، بنگر كه كدام يك از اين سه گروهى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 211 | حسن حسن زاده آملى