تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بيم اسائه ادب است ، لذا كلاماتى چند به عنوان
تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
كه از مائده و مأدبه جود حاتمان علم و ادب فراهم گرديد
تمتّع ز هر گوشه‌اى يافتم * ز هر خرمنى خوشه‌اى يافتم
به رشته تحرير درآمده است ، اميد است كه دلپذير واقع شود .
نيكخواهان دهند پند ولى * نيكبختان شوند پندپذير
آقاى من ! پيشانى صدق و اخلاص در درگاه دوست نه ، و از صميم قلب بگو آمدم . اگر گفتند اينجا چرا آمدى ؟ بگو به كجا روم و به كدام در رو كنم ؟
اين ره است و دگر دوم ره نيست * اين در است و دگر دوم در نيست
اگر گفتند به اذن چه كسى آمدى ؟ بگو شنيدم :
بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست * در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
اگر گفتند تا به حال كجا بودى ؟ بگو راه گم كرده بودم . اگر گفتند چه چيزى آورده‌اى ؟ بگو : اولا دل شكسته كه از شما نقل است :
در كوى ما شكسته دلى مىخرند و بس * بازار خودفروشى از آن سوى ديگر است
و ثانيا :
من گدايم چه توانم ببرم در بر شاه * طمع بخششم از درگه سلطان من است
و ثالثا : الهى آفريدى رايگان ، روزى دادى رايگان ، بيامرز رايگان تو خدايى نه بازرگان . اگر گفتند : بيرونش كنيد ؛ بگو :
نمىروم ز ديار شما به كشور ديگر * برون كنيد از اين در درآيم از درِ ديگر
اگر گفتند : اين جرئت را از كه آموختى ؟ بگو از حلم شما . اگر گفتند : قابليت استفاضه ندارى ؛ بگو قابليت را هم شما افاضه
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 208 | حسن حسن زاده آملى