حروف عينيش را اتصال است * حروف كتبيش را انفصال است
كه اينجا يوم فصل است و جدائى است * و آنجا يوم جمع است و خدائى است
ترا خود سرّ سرّ تست قاضى * ندارد حال و استقبال و ماضى
كه آن خود مظهرى از يوم جمع است * و لو آن همچو شمس و اين چو شمع است
چه يوم جمع يوم الله و اصل است * فروع يوم جمع ايام فصل است
قضا جمع و قدر تفصيل آنست * خزائن جمع و اين تنزيل آنست
قضا علم الهى هست و حشر است * قدر فعل الهى هست و نشر است
قضا روح و قدر باشد تن او * گل او گلبن او گلشن او
بحثى اجمالى در حروف مقطعه قرآن
و بدانكه فواتح سور قرآن يعنى همان حروف مقطعه پس از حذف مكرّرات از آنها چهارده حرف باقى ماند كه در اين تركيب « صراط على حق نمسكه » يا « على صراط حق نمسكه » جمع شدهاند و آنها را در اصطلاح علماى عدد ، حروف نورانيه دانند و مقابل آنها را حروف ظلمانيه خوانند و به عدد چهارده بودن حروف نورانى را اشاره به سر قرآن دانند كه ظاهر و تمام و واضح نشد مگر به هياكل نوريه چهارده نفر كه اهل بيت عصمت و طهارت و وحىاند و در كلمه مباركه طه جمعاند و از اين حروف مطالبى استنباط مىكنند . در ميان حروف مقطّعه الف قطب حروف است و براى ذات اقدس حق است .