اين تحقيق انيق نه منافات با حركت اشتدادى جوهر دارد كه حركت استكمالى طولى لبس بعد لبس است نه خلع و لبس كه از آن سلسله عرضيه است ، زيرا كه نفس ناطقه مثلا اصل محفوظ و سنخ باقى است كه صورت اخيره واحد به وحدت جمعيّه سيّاله از آغاز تا انجام است ؛ و نه منافات با جسمانيّة الحدوث بودن نفس دارد .
از آنچه تحرير شد دانسته مىشود كه صورت انسانى از به دو پيدايش آن ، و راى عناصر طبيعى و مجرّد از آنها است فافهم .
مطلب اين كلمه عليا را صاحب اسفار در فصل بيستم مرحله ششم علم كلّى آن افاده فرموده است « 1 » و مطلب شريف احتياج تقوّمى و احتياج صدورى را در آخر فصل سوم مرحله سوم اسفار . « 2 » و به اصل محفوظ و واحد متصل بودن نفس در چند موضع از كتاب نفس متعرض شده است .
كلمهء 13
اگر حق تعالى وجود صمدي مجرّد از ماهيت نباشد او را اين همه تجليات در مظاهر و مجالي غير متناهى ، نمىشود باشد فافهم .
كلمهء 14
در جامع بهادرى در وجه ترتيب سيارات آمده است كه « اگر شمس بالاتر يا فروتر بودى بسبب افراط و تفريط حرارت در نشو و نماى مواليد ثلاثه فتورى عظيم رو مىداد ،
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 3 » . راقم گويد : لذا هنگامى كه شمس شمالى است قمر جنوبى است و بالعكس چه اگر مدارات هر دو در هنگام جنوبى بودن شمس يكى مىبودند يعنى نيّرين هر دو جنوبى مىبودند بسبب افراط سرما زمين
هامش
( 1 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 172 - 173 ، فصل في العلّة الصورية ، و الفرق بين الطبيعة و الصورة ، رحلى ، چاپ سنگى .
( 2 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 105 ، تفريع : احتياج الماهية و الطبائع الكلّية إلى أجزائها . رحلى ، چاپ سنگى .
( 3 ) - سورهء مؤمنون ( 23 ) : 14 .