رجوع شود . آن كه امام عليه السّلام فرمود : انا آدم الاوّل الخ از اين باب است كه علامه قيصرى در اوّل شرح فص اسحاقى فصوص الحكم بيان كرده است كه : العارف المطّلع على مقامه هو على بينة من ربّه يخبر عن الامر كما هو عليه كاخبار الرسل عن كونهم رسلا و انبياء لا انهم ظاهرون بانفسهم ، مفتخرون بما يخبرون عنه . « 1 »
چون از جوهر اوّل اعنى نفس رحمانى و عقل بسيط و حقيقت محمّديه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى الجمله آگاهى حاصل شد ، سخنى مفيد از مقصد اقصى عارف نسفى باختصار نقل مىكنيم :
جوهر اوّل دو كار مىكند اوّل آن كه از خداى فيض قبول مىكند و دويم آن كه به خلق خداى مىرساند و اگر گويند حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دو كار مىكند از خداى مىگيرد و به خلق مىرساند ، هم راست باشد از جهت آن كه چون جوهر اوّل روح حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است هر دو يكى باشند .
اكنون بدان كه طرف جوهر اوّل را كه از خداى مىگيرد ، نامش ولايت است و اين طرف جوهر اوّل را كه به خلق خداى مىرساند نامش نبوّت است . پس ولايت باطن نبوّت آمد و نبوّت ظاهر ولايت آمد و هر دو صفت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّماند .
چون ولايت و نبوت را دانستى اكنون بدان كه شيخ سعد الدين حموى مىفرمايد كه : هر دو طرف جوهر اوّل را در اين عالم دو مظهر مىبايد كه باشد ، مظهر اين طرف كه نامش نبوت است خاتم انبياء است و مظهر آن طرف كه نامش ولايت است صاحب الزمان است و صاحب الزمان اسامى
هامش
( 1 ) صفحه 189 چاپ سنگى .