- كون به معناى اهل تحقيق - چنان كه به لحاظ هيولاى تعينات وجوديه بودنش كه قابل است امّ عالم امكان دانند و چون نفس مكتفيه در قوس صعود قابل اتحاد وجودى با وى است به اوصاف وى متصف شود كه هم از جنبه فاعلى اب الاكوان گردد و هم از جنبه قابلى ام عالم امكان و هكذا در ديگر اوصاف كماليه .
و نيز بدان كه مراد از سريان ولايت كه در السنه اهل تحقيق داير است ، همين سريان وجود منبسط و نفس رحمانى و فيض مقدّس است ، چنان كه فرمودهاند : وجود و حيات جميع موجودات به مقتضاى قوله تعالى
مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
به سريان ماء ولايت يعنى نفس رحمانى است كه به منزلت هيولى و به مثابت ماده سارى در جميع موجودات است . و همين نفس رحمانى را حقيقت انسانيه نيز گويند كه عالم را صورت حقيقت انسانيه گفتهاند . چنان كه علامه قيصرى در فصل هشتم مقدمات شرح فصوص الحكم فرمايد :
العالم هو صورة الحقيقة الانسانية الخ در نيل به اين مطلب اعلى ، بايد از مبحث اتحاد نفس با عقل بسيط كه در حكمت متعاليه مبرهن است ، مدد گرفت .
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
.
از اين بحث شريف در علم انسان كامل كه
كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
و
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
و در ضبط و احاطه او جميع حضرات را - حضرات در اصطلاح اهل تحقيق - و در مبيّن حقايق اسماء بودنش ، و در تصرّف او در ماده كائنات كه جميع موجودات عينى به منزله اعضاء و جوارح وى مىگردند و اينكه تأثير در عالم سفلى تحقق نمىيابد مگر به تأييد از عالم علوى كه انسان واجد عالم علوى تواند تأثير در سفلى كند ، بايد