نهائى ، اعلى و اهم علوم انسانى است كه انسانساز است ، مطلق وجود است ، مطلقى به اطلاق احاطى صمدى عينى از حيث ارتباط او به خلق ، و انتشاء عالم از او ، و آن وجود حقتعالى است هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن كه واقع جز ذات و شئون ذاتيه معبر به اسماى حسنى و صفات علياى او نيست ، هو فى السماء آله و فى الارض آله . لذا اين فريق اهل تحقيق ، قائل به حقيقت واحده ذات مظاهرند كه همان وحدت واجب الوجود است و حق مساوق وجود است .
و به تعبير اجلى موضوع علم اهل توحيد صمد حق است كه در اصطلاح فنى اين طايفه از صمد حق به وجود واحد شخصى يا وحدت شخصيه وجود ، تعبير مىشود كه هركسى را اصطلاحى خاص است و لا مشاحة في الاصطلاح .
به عبارت اخرى وجود را واحد شخصى مىدانند كه وجود حق عز و جل است كه همان ذات احديه و نعوت ازليه و صفات سرمديه است .
به بيان ديگر وجود واحد شخصى متصف به وحدت حقيقى اطلاقى است ، و اين اطلاق هم اطلاق ذاتى حقيقى است كه نسبت تقييد و عدم تقييد به آن على السويه است ، نه اطلاق مقابل تقييد كه در حقيقت تقييد است .
عزيز نسفى در كشف الحقايق آورده است كه از شاه
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤١٦