آنگونه ساخت " شيعه در اسلام " بارور * كانوار او چو مهر شد از هركران پديد
زين خضر رهشناس و فروغ هدايتش * پيدا شد از " بدايت حكمت " " نهايتش "
اندك زمانه عارف فرزانه پرورد * كم ، بحر روزگار ، گهر دانه پرورد
اهل دلى چو او همه تقوى و زهد و عشق * مشكل كه دور چرخ درين خانه پرورد
ليكن مباش آنهمه نوميد ، زانكه حق * بس لطفها كه مخفى و رندانه پرورد
تا سايهء " امام خمينى " است برقرار * درياى علم جوشد و در دانه پرورد
تا اين يگانه مشعل تابنده روشن است * امواج نور او همه پروانه پرورد
تا او بود مصائب سنگين ، سبك بود * كز بهر مرغ صبر ، بسى دانه پرورد
او زنده باد ، گر گلى از ما بباد رفت * كو ، موج گل ، دوباره به گلخانه پرورد
ايران ، به هوش باش كه دامان پاك تو * بايد هماره عالم فرزانه پرورد
تا جام حق تهى نشود ، دست تربيت * بايد شراب عشق به پيمانه پرورد
يا رب مباد راه حق از رهسپر تهى * درياى معرفت ز گرامى گهر تهى
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٨