رسول مبعوث شده است كه ،
« يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ »
، كلمات حقّ را براى آنها بخواند ، و آيات صنع الهى را براى آنها تلاوت كند و كتاب وجود اشخاص را براى آنان قرائت كند ، و آنان را به صحيفهء وجودشان آگاهى دهد ، تا آنانرا تزكيه و تطهير كند و تمام تعلّقاتى كه رفتنى و ناپايدار است ، از آنان بزدايد كه همه نسبتها قطع مىشوند ، مگر نسبت با حقّ سبحانه باقى مىماند . و چون انسان از آلودگيها پاك شد ، آنچه ناديدنى است آن بيند .
سعدى حجاب نيست تو آئينه پاك دار * ز نگار خورده چون بنمايد جمال دوست
از حضرت عيسى روح اللّه عليه السلام مروى است ، كه : « لا تقولوا العلم في السماء من يصعد فيأتى به ، و لا في تخوم الارض من ينزل فيأتى به ، العلم مجبول في قلوبكم تأدّبوا بين يدى اللّه بآداب الرّوحانيين و تخلّقوا باخلاق الصديقين يظهر من قلوبكم حتى يغطّيكم و يغمركم » .
فرمود كه نگوييد علم در آسمان است ؛ چه كسى مىتواند بدان صعود كند و علم را از آنجا بياورد ، و نگوييد كه علم در دل زمين است چه كسى مىتواند در آن فرود آيد و علم را از آنجا بياورد ، علم در دلهاى شما مجبول است ، در پيشگاه خداوند متادّب به آداب روحانيان ، و متخلّق به اخلاق صدّيقان بوده باشيد ، تا علم از دلهاى شما آشكار گردد و شما را فرا بگيرد .
با سرشتت چهها كه همراه است * خنك آن را كه از خود آگاه است
گوهرى در ميان اين سنگ است * يوسفى در ميان اين چاه است
پس اين كوه قرص خورشيد است * زير اين ابر زهره و ماه است
در شهاب الاخبار قاضى قضاعى از رسول اللّه « ص » روايت شده است ، كه قال النّبى « ص » : « النّاس معادن كمعادن الذهب و الفضّة » . يك وجه از وجوه معانى اين حديث شريف اين است كه بايد انسان كوه وجود خود را بشكافد ، كه معدن حقائق است تا بدانها دست بيابد .
اگر انسان در خود نداشته باشد نمىتواند به حقائق خارجى دست بيابد ،