يهرب منه إذا رؤى ، و اما الذكران فهو ذكاء المؤمنين ، و اما الأجرد فهو الذى لا يتعلق به شىء من بين يديه و لا من خلفه » ، ( الحديث ) .
و روايات ديگر ، قريب به همين مضمون و به مضامين ديگر در اين مطلب آمده است .
اين تعبيرات مختلف سفراى الهى به لحاظ انحاى ادراكات ما و مراتب و درجات اعتلاى وجودى ما است .
حديث شريف فرمود : « أمرنا أن نكلّم النّاس على قدر عقولهم » ، كلام با قول و حكايت فرق دارد ، كلام انبياء با مردم از كلمات نوريه كتاب وجود است ، كلماتشان را بخوانيد و بالا برويد همانطور كه امير المؤمنين عليه السلام در تصاعد علمى قرآن فرمود : « اقرأ و ارق » .
هرچند كه آيات و روايات رمزند - و روايات در حقيقت مرتبه نازله قرآنند ، آنچنانكه بدن مرتبه نازله نفس است - ولى سرمايه فهم ، اين رموز را به ما داده است ، و اگر انسان قابل فهم آنها نمىبود او را بتدبر قرآن امر نمىفرمود : كه
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »
« 47 » و اصلا قرآن را برايش نازل نمىفرمود .
ما اگر لياقت قرب الى اللّه را نمىداشتيم بدان مكلّف نمىشديم ، ما اگر آشنائى با خداوند عالم نداشته باشيم او را خطاب نمىكنيم ، زيرا خطاب به مجهول مطلق چون طلب مجهول مطلق محال است .
ارتباطى بىتكيف بىقياس * هست ربّ النّاس را با جان ناس
نه تنها كلمات مقطعه قرآن ، از قبيل الم و طس و يس و نحو آنها رمز است ، همهء آيات قرآن رمز است و ما را به فهم همه اين رموز دعوت فرمودهاند ، كه اين فهميدنها آب حيات نفس ناطقه انسانى است ،
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا
هامش
( 47 ) . سورهء محمّد / 25 .