« و قد ذكرنا هذه الوجوه في الآية الشريفه مع التزامنا في هذا التفسير الأختصار و عدم التعرض لتصريف الكلمات و وجوه الاعراب و القراآت تنبيها على سعة وجوه القرآن بحسب اللفظ » .
مفادش اين است كه وجوه مذكور در قرائت پنج آيه ياد شده ، غير از وجوه قرائات شاذّ و نادر و دشوار است و گرنه وجوه قرائات به اضعاف مضاعفهء عدد مذكور خواهد رسيد ، و ما با اين كه در اين تفسير ، ملتزم به اختصار و عدم تعرّض به تصريف كلمات ، و وجوه اعراب و قراآت شدهايم ، وجوه فوق را به عنوان تنبيه بر سعهء وجوه قرآن به حسب لفظ ذكر كردهايم .
اين وجوه ظاهر ، عناوين باطناند ، « اقرأ و ارق » .
جناب رسول اللّه « ص » قرآن را به مأدبة اللّه وصف فرمود ، يعنى قرآن سفرهء الهى است ، اين سفره فقط براى انسان گسترده شد ، حال ملاحظه بفرمائيد كه قابليت انسان و سعهء وجودى او تا چه حدّ است ، كه تواند وعاء اين همه جوامع كلمات نوريّه گردد .
اين قرآن سلّم است و اين آيات درجات آن ، « اقرأ و ارق » .
عارف شبسترى با من دعوى دارد كه :
چه مىگويم حديث عالم دل * ترا سر در نشيب و پاى در گل
جهان آن تو و تو مانده عاجز * ز تو محرومتر كس ديد هرگز
چو محبوسان به يك منزل نشسته * بدست عجز ، پاى خويش بسته
ميان دربند چون مردان به مردى * درآ در زمرهء اوفوا بعهدى
ترا از بهر اين كار آفريدند * اگرچه خلق بسيار آفريدند
پدر چون علم و مادر هست اعمال * بسان قرّة العين است احوال
آن نيكبختى كه در مسير تكامل انسانى ، اين منازل و مراحل قرآنى را پيموده است ولّى و صاحب ولايت تكوينى است كه :
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد * ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد
انسان شاگرد مكتبى است ، كه كتاب او قرآنست ، و معلّم او صاحب قرآن ، و :