تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
و طهارت سر انسان سر انسان آن حصه وجودى از مطلق تجلى جمعى است كه بدان حصه به حق مطلق مستند است ، و از حيثيت همين حصه به حق مطلق مرتبط است و طهارت سر به اتصالش به حق مطلق و زوال احكام تقييديه اى كه به سبب معيت با عين ثابته اش كه مجلاى قابل تجلى و مقيد آنست عارض وى مىگردد ، مى باشد زيرا كه حكم حتمى و سنت بتى حق سبحانه است كه هر تجلى و صفات آن تابع مجلائى كه مرآت آنست مىباشد
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
و طهارت خاصه انسان بعد از تجاوز او از طهارت بدن و روح و سرش ، به مقدار تحقق او به حق تعالى ، و احتظاء او به تجلى ذاتى حق سبحانه است
حجاب راه توئى حافظ از ميان برخيز * خوشا كسى كه در اين راه بى حجاب رود
اين مرتبه از طهارت خاصه به انسان اعلى مراتب طهارات است ، بعد از تجلى ذاتى حجابى نيست و كمل را جز اين تجلى مستقرى نيست با حضور تام فى مقعد صدق عند مليك مقتدر ، و معيت منبسطه ذاتيه بر عالم غيب و شهادت و آنچه كه غيب و شهادت مشتمل برآنند و بدانكه به قدر نيستى تو حق ظاهر مىشود نمى بينى كه در ركوع سبحان ربى العظيم مىگوئى ، و در سجود سبحان ربى الاعلى عارف شبسترى فرمايد :
كسى بر سر وحدت گشت واقف * كه او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناساى وجود است * وجود مطلق او را در شهود است
برو تو خانه دل را فرو روب * مهيا كن مقام و جاى محبوب
وجود تو همه خار است و خاشاك * برون انداز از خود جمله را پاك
چو تو بيرون شوى او اندر آيد * به تو بى تو جمال خود نمايد
موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانه دل نايدت نور
موانع چون در اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است
نخستين پاكى از احداث و انجاس * دويم از معصيت و از شر وسواس
سيم پاكى زاخلاق دميمه است * كه با وى آدمى همچون بهيمه است
چهارم پاكى سر است از غير * كه اينجا منتهى ميگرددت سير
هر آنكو كرد حاصل اين طهارات * شود بيشك سزاوار مناجات
تو تا خود را به كلى در نبازى * نمازت كى شود هرگز نمازى