اين قرار كه چون كسى آغاز و انجام چيزى را دريابد آن را بهتر مىشناسد و بدون چنين دريافتى شناخت او ناقص است .
چون انسان دريافت كه زندگى دنيوىاش به كجا منتهى مىشود و سرنوشت او چيست ، به آن شناختى عميق حاصل كرده است و با آن برخوردى سالم خواهد داشت ، با اين علم كه آيات سورهء مريم - چون بسيارى از آيات قرآن - هدفش اين است كه انسان با زندگى دنيوى رابطهء سالمى پيدا كند .
/ 103 در اين آيات سخن از نفى شرك است و خود به خود تصور فرزند براى خدا را نفى مىكند . شايد حكمت در اين باشد كه انديشهء فرزند يك گرايش نژادى را در پى دارد و آن يكى از روابط ناسالم ميان انسان و ديگران است .
انسانى كه خود را فرزند خدا به حساب مىآورد يا مىپندارد كه چنان پدرانى دارد ، رابطهاش با پدران و قوم و عشيره يك رابطهء انحرافى مىشود كه بر محور « شىء » مىگردد در حالى كه قرآن هدفش اين است كه انسان را از چنين رابطهاى به دور دارد . خواه نژادى باشد ، خواه از عصبيت مايه گرفته باشد در چنين رابطهاى ارزشهاى معنوى را جايى نيست مراد از چنين ارزشى تأكيد بر اين مسئله است كه رابطهء ميان انسان و خدا بر دو گونه است يكى رابطه خالق و مخلوقى يعنى خدا ما را آفريده و ما بندگان او هستيم ديگر ايمان و عمل صالح . از اين دو كه بگذريم هر گونه رابطهء ديگرى در اسلام مردود است .
قرآن اين انديشه را به دل ما مىاندازد سپس ما را به آفاق دور مىبرد و بيان مىكند كه انسان بندهء خداست و هر چه در آسمان و زمين است بندهء اوست و در روز قيامت هر انتساب و علاقهاى ساقط مىشود و همگان در پيشگاه او تك تك - نه به صورت گروههاى نژادى يا عصبى - حاضر مىآيند . پس بايد برنامهء زندگى خود را بر آن منوال مرتب كنيم .
فلان پسر كيست ؟ برادر كيست ؟ با چه كسى نسبت دارد ؟ بايد همهء اين واژهها را از دفتر زندگى خود حذف كنيم تا حقيقت را توانيم ديد .
در پايان مقال در آيات قرآن ملاحظه مىكنيم كه قرآن آمده است تا مردم را
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: احمد آرام
ص٨٨