تُسْئَلُونَ
مگريزيد ، به ناز و متنعم به خانههاى خويش بازگرديد تا بازخواست شويد . » اى ستمكار ! به كجا مىگريزى ؟ چرا از شهرى كه آبادش كرده بودى و آن همه زر و زيور كه گرد آورده بودى دل بركندى ؟ بازگرد و در همانجا بمان تا خانهات را بر سرت خراب كنيم و كارگاهت را منفجر سازيم در حالى كه تو خود در آنجا باشى .
شايد آيه اشارت دارد بر اينكه دويدن را سودى نيست . عبارت « بازخواست شويد » ممكن است به معنى « مورد سؤال واقع شويد » باشد . گويى پس از هلاكت ايشان و ويرانى خانههاشان نسل ديگر به آنجا مىرسند و به آن گروه در خاك هلاكت خفته خطاب مىكنند كه آن تمدنى كه به ناز نعمت آن مىباليديد چه شد و آن كاخها به كجا رفت . در ابياتى منسوب به حضرت على ( ع ) آمده است :
ناداهم سائل من بعد دفنهم * اين الاسرة و التيجان و الحلل
اين الوجوه التي كانت منعمة * من دونها تضرب الاستار و الكلل
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدود ينتقل
( حاصل معنى : پرسندهاى پس از آن كه آنان در خاك شدند مىپرسد كه آن تختها و تاجها و حلهها چه شد ؟ آن چهرههاى در نعمت پرورش يافته كه پس پردهسراها و پرده سراها مىغنودند به كجا رفتند ؟ آن گاه قبر به آشكارا در پاسخ آن پرسنده مىگويد : بر آن چهرهها اكنون كرمها در جنبشاند ) .
ممكن است معنى ديگرى از آيه فهميده شود :
بشر بر خود ستم مىكند و بر ديگران نيز . مشوق اين ستم عامل مادى است .
اى بسا همين عامل مادى / 287 موجب هلاكت گردد . مثلا قوم فرعون در كنار نيل مىزيستند و از بركات آن سود مىبردند يا آنجا كه آب را مىپرستيدند و اول هر بهار زيباترين دوشيزگان خود را مىآوردند و در آب نيل مىانداختند تا قربانى خدايان شوند . فرعون مىگفت كه اين آبها از زير پاى من بيرون مىآيد . هنگامى كه خداوند خواست از او انتقام بگيرد او را در همان آب غرق كرد .