[ 2 ]
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
از سوى پروردگارشان برايشان هيچ اندرز تازهاى نيامد جز آن كه آن را شنيدند و سرگرم بازيچه بودند . » هر زمان كه اندرز تازهاى از سوى پروردگارشان نازل گرديد و آنان را به واقعيت سرنوشتشان هشدار داد ، آنان رخ برتافتند و به كارهاى خود پرداختند يا آن اندرزها را بازيچه پنداشتند و با آنها به جد رو به رو نگرديدند . تصور كن كه در برابر دادگاهى ايستادهاى و معتقدى كه يا به اعدام محكومت مىكند يا تبرئهات مىكند .
آيا چگونه در قفس اتهام مىمانى . نه چنين است كه كاملا سعى مىكنى كه سخنى نابجا نگويى ، زيرا لحظه لحظهاى دقيق است . اما اگر بى خيال شروع به گرداندن تسبيح كنى يا در جيبهايت به دنبال چيزى معمولى بگردى اين عمل تو را بازيچه گويند .
همين گونه انسان در اين زندگى مثل كسى است كه در سالن محكمه منتظر حكمى است كه صادر شود كه آيا بايد به بهشت رود يا در دوزخ .
از اين رو بايد زندگى را جدى بگيرد و گفتار و كردارش همه از روى حساب و دقت باشد و گرنه مشمول سخن خداوند مىشود كه مىفرمايد « سرگرم بازيچه بودند » .
دروغ پندارى
[ 3 ]
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
دلهايشان به لهو خو گرفته است . » / 276 دلهايى كه به لهو خوگر شدهاند حقايق زندگى را درنمىيابند و از آنها متأثر نمىشوند ، گويى سنگهاى سخت هستند كه هر چه بر آنها آب ريزند حتى قطرهاى در آنها نفوذ نمىكند .
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
و آن ستمگران سر در گوش يكديگر نهادند و گفتند : آيا اين مرد جز اين است كه انسانى همانند شماست ؟ آيا با آن كه با چشم خود مىبينيد