تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
احساس مسئوليت قلهء آگاهى است و راه رسيدن به آن مقاومت است در مقابل حالت غفلت و سهو . چيزى كه تحقق نمىيابد مگر از طريق هشدار به نزديك شدن موعد حساب . پيامبر آمد و هشدارشان داد ولى آنان سخن او شنيدند در حالى كه سرگرم لهو و بازيچه بودند ، زيرا دلهايشان مايل به لهو بود و بر انديشهء درستى قرار نمىگرفت . اعراضشان از آيات خدا به اين بهانه بود كه ادعا مىكردند آنها جادو هستند يا رؤياهاى آشفته يا دروغ يا خيالهاى شاعرانه و تا بتوانند تكذيب حق را توجيه كنند مىگفتند كه ما خواستار آيات تازه‌اى هستيم و خداى تعالى انذارشان داد كه هلاك سرنوشت مكذبين است . ( 11 ) قرآن بيان مىكند كه زندگى جدّى است نه بازيچه و خدا آسمانها و زمين را به حق آفريده پس نبايد آنها را لهو و بازيچه پنداشت ( 16 ) و نيز تأكيد مىكند كه فرشتگان ( كه هم از آنها آگاهترند و هم نيرومندتر ) خدا را بجد مىپرستند و تسبيحش مىگويند و سجده‌اش مىكنند . ( 19 ) ولى مردم نادان عادة از مسئوليت مىگريزند و خود را در پناه خدايان مىكشند و مىپندارند كه آنان را از كيفر اعمالشان خواهند رهانيد . خدا به آنان تذكر مىدهد كه پروردگار يكتاى بىهمتا اوست و بس ( 20 ) در سوره هم چنان سخن از توحيد است و شواهد و دلايل فطرى بر آن ( 30 ) سپس مرگ را به ياد بشر مىآورد كه هر كسى چشندهء مرگ است حتى پيامبر بزرگوار نيز در جوار پروردگارش خواهد آرميد ( 34 ) تا مگر انسان غافل را از انديشهء بى ارزش شرك به در آورد . اما استهزاء و ريشخند گرفتن آيات پروردگار ( كه خود صورتى است از لهو ) عاقبتش مرگ است ( 36 ) / 269 پس از بحث دربارهء شرك و استهزاء مطلب ديگرى پيش مىآيد از اين قرار كه بشر مىخواهد از زير بار مسئوليت شانه خالى كند ، پس مدعى مىشود كه اگر هر عملى را كيفرى است چرا كيفر اعمال مردم بزه كار به تعويق مىافتد . آن گاه سياق سوره به سرنوشت استهزاء كنندگان باز مىگردد . ( 41 ) و