/ 267
زمينهء كلّى سوره
آغازش لرزش درون است و پايانش درخشش اميد . ميان آن آغاز توفنده و پايان آرمنده قرآن براى ما آيات هشدار دهنده را تلاوت مىكند تا غفلت و اعراض ما را علاج كند و لهو و بازيچه از دل ما و عمل ما بزدايد و ما را از عاقبت كار كسانى كه رسالت محمدى را انكار مىكنند آگاه سازد . زندگى تلاش است و فرشتگان بندگان گرامى خدايند و بتان به كس سود نرسانند و نتوانند پناهگاه مشتى جويندگان لهو و لعب قرار گيرند . خدا يكتاست و مرگ واقع شونده است و مسخره كردن پيامبران ثمرهاى جز عذاب ندارد . همچنين بيان مىكند نقش پيامبران را و عاقبت تكذيب كنندگان آنها را و شهادت به صدق گفتار ايشان را آن گاه كه مىگويند كه خدا ياور آنهاست .
بنا بر اين زمينهء كلى در اين سوره چيست ؟ آيا همانگونه كه نام سوره گواهى مىدهد همه دربارهء پيامبران است ؟ يا محور آن قضيهء غفلت است و چگونگى زدودن آن از نفس تا انسان به مسئوليتهاى خويش آگاهى يابد و بداند كه زندگى جدى است نه لهو و بازيچه .
در اين سوره از پيامبران هم سخن رفته است ولى از زاويهء هشدار دادن ايشان به انسان و اينكه چگونه به آنان گوش فرا داريم تا غفلت را از نفوس خود دور سازيم و به آنان ايمان آوريم .
/ 268 در سورههاى ديگر هم از پيامبران ياد شده ولى از زواياى ديگر ، مثلا از مبارزهء اجتماعى و سياسى كه به آن پرداختهاند ( مثل سورهء القصص ) يا آزارهايى كه به آنان رسيده و استقامت ايشان در برابر آن آزارها . ( چون سورهء هود ) .