تحدى و مبارزه كند و گفت كه آنها نخست كار خويش بياغازند . اين گونه مبارزه طلبيها را نزد ديگر پيامبران هم مىبينيم و خود بارزترين دليل بر صحت نبوت آنهاست و معلوم مىدارد كه به عالم غيب وابستهاند .
جادوگران با مشتى ريسمان و عصا آمده بودند و با مهيا كردن محيط كه خود از همان اعمال جادوگرانه است به آنان تلقين كردند كه اينها مارانند و هم اكنون به جنبش در مىآيند . در حالى كه حقيقت نبود . آنچه حقيقت بود عصاى موسى بود كه به ناگاه همه آنچه را جادوگران به جادو ساخته بودند ، نابود كرد . ساحران كه از حقيقت آگاه شدند ايمان آوردند و در برابر پروردگارشان به سجده در آمدند .
اين براى ما عبرتى است ، زمانى كه خود با حقيقت همراهيم و مخالفان را جز خيال باطل چيزى در دست نيست . به زودى خواهيم ديد كه چهسان حقيقت باطل را خواهد بلعيد .
زمانى كه ساحران سجده كردند و ايمان آوردند فرعون زبان به تهمت گشود . تا براى قتل و تعذيب آنان وجهى بيابد . ولى آنان نيز با استوارى در مقابلش ايستادند .
/ 187
شرح آيات :
[ 65 ]
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى
گفتند اى موسى آيا تو مىافكنى يا ما نخست بيفكنيم . » يعنى تو شروع مىكنى يا ما شروع كنيم ؟
[ 66 ] موسى از آنان خواست كه آنان آغاز كنند و اين معارضهاى عظيم بود .
قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى
گفت : شما بيفكنيد ، ناگهان از جادويى كه كردند ، چنان در نظرشان آمد كه آن ريسمانها و عصاهاشان به هر سوى مىدوند . » يعنى كارى كردند كه خيال موسى را بر انگيخت و به طريق اولى در خيال