تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
/ 131

نداى مقدس

رهنمودهايى از آيات :

در سورهء طه آنجا كه از وابستگيهاى بشر به دنيا و زينت‌هاى آن از يك سو و مسئله نبوت و رسالت از سوى ديگر صحبت مىشود اين سؤال مطرح مىگردد كه آيا قصه موسى را شنيده‌اى ؟ آن گاه كه با زن و فرزند خود حيران در صحرا مانده بود و از دور آتشى ديد و به سوى آن رفت تا از آن اخگرى بياورد يا راهى به جايى يابد و از گرفتارى كه دست به گريبانش شده بود ، برهد . چون به آتش رسيد پروردگارش ندا در داد كه من پروردگار تو هستم و فرمان داد كه كفشهايش را از پاى به در كند ، زيرا در مكانى مقدس ايستاده است . آن گاه او را خبر داد كه به رسالتش برگزيده است و اكنون وظايفى بر عهده دارد نخست بايد او را بپرستد و نماز بگزارد و از آنان كه به قيامت باور ندارند خود را نگهدارد ، زيرا آنان در پى هواهاى نفس خويش‌اند و او را به هلاكت خواهند رسانيد . كسى را تصور كنيد كه در صحرايى گرفتار آمده است و تاريكى او را احاطه كرده و چيزهايى كه او را به وحشت مىاندازد گردش را گرفته است . در اين حال آنچه او مىجويد مشعلى است كه راهش را روشن سازد و گرمش كند تا اندكى در كنار آن بيارامد . / 132 موسى چنين كسى بود . در شب سرد زمستان در بيابانى تاريك گرفتار آمده بود و اكنون در پى يافتن نورى بود كه او را گرم كند و راهش را روشن سازد . چون از دور آتش ديد دلش بيارميد به آن نزديك شد ديد چيزى است بسى برتر و بهتر از نور و نار . آن رسالت بود رسالتى كه مشكلات انسان را حل مىكند و كشتى عقل او
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 112 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي