و خداوند سبحان از ايّوب پيغمبر عليه السّلام حكايت فرموده است :
وَ ايُّوبَ اذْ نادى رَبَّهُ أنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَ أنْتَ أرْحَمَ الرّاحِمينَ
( انبياء : 83 ) .
و حضرت خاتم صلى اللّه عليه و آله و سلّم را وصف فرموده است كه :
وَ انّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ
[ 212 ] ( قلم : 5 ) و با اين وصف احدى را عديل او نمىيابى .
و - ديگر اقتضاى ادب مع اللّه عدم اعتداى در دعاء است كه
انَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدين
[ 113 ] ( اعراف : 56 ) . و في المجمع « عن أبي مجلز : قيل : هو أن يطلب منازل الانبياء فيجاوز الحدّ في الدعاء » . [ 214 ]
تبصره : در اين مقام ارشاد به مطلبى ضرورى است و آن اينكه مظاهر ولايت مطلقه و وسائط فيوضات الهيّه انسانها را به نداى تعالوا به سوى خود كه در قلّهء شامخ معرفت قرار گرفتهاند دعوت كردهاند يعنى ما را ببينيد و به سوى ما بالا بياييد ، و دعوت آن ارواح طاهره و افواه عاطره ، حاشا كه به سخريّه و استهزاء و هزل و لغو باشد
قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ
( بقره : 67 ) [ 215 ] پس اگر نيكبختى ندايشان را به حقيقت نه به مجاز لبيّك بگويد تواند كه به قدر همّت خود به مقاماتى منيع و درجاتى رفيع ارتقاء و اعتلاء نمايد و به قرب نوافل بلكه به قرب فرائض نايل آيد هر چند به فضل رتبت عبوديّت و نبوّت و رسالت و امامت تشريعى منادى دست نمىيابد . اين امر همان ولايت تكوينى است كه بايد در كنارهء سفرهء رحمت رحيميّه تحصيل كرد . ما اين مسائل را در رسائل « نهج الولاية » و « انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغة » به ميان آوردهايم و با برهان عقلى و نقلى و اشارات لطيف عرفانى بحث كردهايم . و در « دفتر دل » نيز ثبت شده است كه :
تعالو را شنو از حق تعالى * ترا دعوت نموده سوى بالا
چه بودى مر تعالى را تو لايق * تعالوا آمدت از قول صادق
چه مىخواهى در اين لاى و لجنها * چرا دورى ز گلها و چمنها
تويى آخر نگار همنشينش * بزرگى جانشين بىقرينش