فصل دهم در ادب مع الله
غرض ما در اين فصل اين است كه مطلب اهمّ در دعا ادب مع اللّه است و آن به هفت قلم آراسته مىشود :
الف - در ادب مع اللّه حضور قلب بايد كه در خطاب و مناجات توجّه به حق بايد وگر نه دعاء با انصراف قلب به غير و عدم توجّه به حق سبحانه محض سوء ادب است ، و اين دعا قرب نياورده بعد مىآورد . بر آن باش تا مقام عنديّت را حائز شوى في مقام صدق عند مليك مقتدر ، كه عبد اللّه عند اللّه است . به نكتهء 483 « هزار و يك نكته » رجوع شود . [ 169 ]
همه عند اللّهى اى خواجه گر عبد اللّهى همه انست به خدا هست اگر انسانى ب - و ديگر ادب مع اللّه ايجاب مىكند كه بدون اذن و امر به تصرف در برنامهاى از برنامههاى چرخ نظام تكوينى ، و حكمى از احكام كتاب تشريعى ، دست تصرف به چيزى دراز نكند . و اگر چيزى به تو دادند ادب اقتضا مىكند كه در ازاى آن عبد شكور باشى نه اينكه بىاجازهء مولى آن را به هر نحو بخواهى صرف كنى .
و چه بسيار از اولياء اللّه كه به آنان دست تصرف عطاء شده است و لكن ادب و معرفتشان مانع از اعمال تصرف شدهاند . همانطور كه در فصّ لوطى « فصوص الحكم » آمده است : « فان أوحى إليه بالتّصرف بجزم تصرف ، و ان منع امتنع ، و ان خيّر اختار ترك التّصرف الاّ أن يكون ناقص المعرفة » - الخ .
ترجمهء آن به تحرير حسين خوارزمى اينكه : « اگر وحى آيد به تصرف تصرف