فلك هشتم
اگرچه موضوع رساله در بيان فلك رياضى و فلك فلسفى - اعنى فلك مجسّم - است كه به نحو اتمّ تحقيق و تحرير شده است ، و لكن آن را به چند تبصره در مطالبى مناسب با مباحث موضوع ياد شده به جهت مزيد استبصار خاتمه مىدهيم :
تبصره اول :
در بيان ارض قرآنى ، و تميز آن با كره أرض هيوى است : اجماع دانشمندان هيوى از قديم تا اليوم بر كروى بودن و يا شبه كروى بودن ارض است ، و مسائل هيوى مبتنى بر اساس كروى بودن آنست ، و بر سر زبان و قلم آنان كره ارض است ، و براهين رياضى و تجربى بسيار بر كروى بودن آن اقامه فرمودهاند . پارهاى از آن براهين متفكران در خلق آسمانها و زمين را با ذكر مآخذ آنها در درس شانزدهم دروس معرفة الوقت و القبلة آوردهايم .
امّا ارض در قرآن هميشه مفرد استعمال شده است ، و ارضون يا اراضى نيامده است . مراد از ارض مطلق زمين است خرد يا بزرگ چنانكه آب بر كم و بسيار اطلاق مىشود زمين نيز بر يك شهر و يك كشور اطلاق مىشود . قوله سبحانه :
ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
« 1 » ، هيچ كس نمىداند در كدام زمين مرگ او فرا مىرسد .
در اينجا هر شهرى را مثلا زمينى ناميده است .
وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها
« 2 » ، دليل
هامش
( 1 ) . لقمان / 35 .
( 2 ) . يس / 34 .