حق بين موحد حقيقى ناروا است كه نقض حكمت است . موحد عاقل باش و توحيد قرآنى را كه
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
بر جان و دل نشان و چند بيتى از دفتر دل به مفاد حديثى از زبان خداوند دل بشنو :
سخن بنيوش و مى كن حلقه گوش * مبادا آن كه بنمائى فراموش
نيايد تا به بالينت طبيبى * ندارى از شفاى من نصيبى
كه كار من به حكمت هست دائم * به حكمت نظم عالم هست قائم
تو بىاسباب خواهى نعمت من * بود اين عين نقض حكمت من
طبيب تو دوا داده خدا داد * دواى تو شفا داده خدا داد
استاد بزرگوارم آيت علم و دين جناب حاج ميرزا مهدى الهى قمشهاى شرّف اللّه نفسه در جلسه درسى حكايت فرمود : در زمان پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم طبيبى يهودى در گذشت آنحضرت را از وفات وى خبر دادند ، رسول اكرم از شنيدن آن اظهار تأسف كرد ، عرض نمودند : يا رسول اللّه اين متوفى يهودى بوده است ، فرمود : مگر نمىگوييد طبيب بوده است .
ميزان قدر و مكيال ارج هر چيز انسان است . انسان اگر در بيابانى فرود آيد آن سرزمين مرده بىنامونشان به ورود وى زنده گردد و بها يابد و نامدار شود . سنگ و گل و ديگر جمادات كه به كار انسان آيند دست بدست گردند و قيمتى گردند .
گياهى كه مايه درمان انسان بود با آب زندگى برابرى كند . حيوانى كه انسان از آن بهره برد گرامى بود . بلكه خداى سبحان انسان را ميوه شجره وجود خوانده است و به گفته شيوا و رساى عارف رومى :
گر نبودى ميل و اميد ثمر * كى نشاندى باغبان بيخ شجر
حفظ صحّت چنين ميزانى و دفع امراض و آفات چنين مكيالى به وجود ذيجود