تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ده رساله فارسى (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
پس از وى جرمهاى اسمانى است * كه در وى سورهء سبع المثانى است
نظر كن باز در جرم عناصر * كه هر يك آيتى هستند باهر
پس از ايشان بود جرم سه مولود * كه نتوان كرد اين آيات معدود
به آخر گشت نازل نفس انسان * كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
و اين بنده در دفتر دل گفته است :
حروف عينيش را اتصال است * حروف كتبيش را انفصال است
كه اينجا يوم فصل است و جدائى است * و آنجا يوم جمع است و خدائى است
ترا خود سرّ سرّ توست قاضى * ندارد حال و استقبال و ماضى
كه آن خود مظهرى از يوم جمع است * ولو آن همچو شمس و اين چو شمع است
چه يوم جمع يوم اللّه و اصل است * فروع يوم جمع ايام فصل است
قضا جمع و قدر تفصيل آن است * خزائن جمع و اين تنزيل آن است
قضا علم الهى هست و حشر است * قدر فعل الهى هست و نشر است
قضا روح و قدر باشد تن او * گل او گلبن او گلشن او