دريا و كوه ، كوه و آب از زمين نيستند و به مقتضاى اين آيه خشكى زمين كه ربع مسكون مى نامند پس از خلقت اولين پديده آمد چون سطح كره خاك را آب از همه جانب فرا گرفته بود و اين خشكى كه برجسته و از آب بيرون آمده مانند جزيره است كه از قعر دريا بر جهد و بالا آيد و به تدريج پهن و گسترده و بزرگ شود . طبيعيان امروز هم گويند آب به همه زمين احاطه داشت و خشكى به عللى از قعر آب برآمد و بر سطح زمين چين ها و شكنج ها هويدا شد » .
از معرفت به معناى دحوالارض دانسته مىشود كه اين كلام كامل دحول از غرر معجزات قولى حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم است . و نيز بنابر دحول بايد قبه به معنى برآمده ترين جاى ارض مكه مكرمه بوده باشد كه عرض آن 21 درجه و 25 دقيقه شمالى است . و طول آن از ساحل بحر محيط غربى چنان كه در قانون بيرونى آمده است 67 درجه است ، و از جزائر خالدات اعنى از جزيره فر در حدود 79 درجه است .
مطلبى ديگر در « مطالع بالقبه » در پيش است تا وقت بحث آن در بيان مطالع فرا رسد . مثلا در زيج بهادرى ( ص 229 ط 1 ) و يا در ازياج ديگر آمده است كه : « جدول مطالع البروج للفلك المستقيم المبتدء من اول الجدى يسمى المطالع بالقبة ايضا » تا وقت بحث آن در بيان مطالع فرا رسد .
از آن چه كه در بيان قبة الارض ، و يوم دحوالارض تقرير كرده ايم معنى واقعى آيت مذكور ، و شرح روايات وارده بدست آمده است . و تمييز صحت و سقم كلام مفسرين و ارباب لغت دانسته مىشود . ورود به نقل و نقد موجب اسهاب مى گردد ، و به اصول و امهات مذكور كفايت است و الله سبحانه ولى التوفيق .
از قوز زمين كه قبه اش بود گذشتيم
بس قوز دگر هست كه چيزى ننوشتيم
گويند به هر قوز بود قصر بهشتى
يعنى كه هميشه من و تو اهل بهشتيم