وراء الحدوث من كون الجوهر جوهرا متحيزا قابلا للعرض ، و من كون العرض عرضا و لونا و سوادا و غير ذلك . و هذه أحوال عند مثبتى الأحوال » . قال :
« وجهة كون الفعل حاصلا بالقدرة الحادثة أو تحتها نسبة خاصة يسمى ذلك كسبا و ذلك هو اثر القدرة الحادثة . » .
اشعرى منكر عليت و معلوليت در سلسلهء موجودات است . و نيز قائل است كه احكام خمسه مبتنى بر مصالح و مفاسد در اشياء نيست و به عبارت ديگر اوامر و نواهى شرع مبتنى بر مصالح و مفاسد در اشياء نيست ، و همهء چيزها را ، بدون واسطه ، اسناد به بارى تعالى مىدهد بدون مدخليت چيزى از وسايط . و در پيدايش حوادث گويد : عادت خدا بر اين جارى است كه فعلى را در كنف چيزى به صرف توافى و معيّت آن دو بيافريند . مثلا احراق ، فعل خداوند است بدون عليت و وساطت نار براى احراق . و همچنين است افعال عباد كه همانطور كه وجود آنها و نموّ و رنگ و روى آنها از خودشان نيست ، افعال آنان همچنين است .
ولى افعال عباد مكسوبشان است ، لذا ثواب و عقاب دارند كه در ثواب و عقاب قائل به كسب است .
انكار عليت و اتكاى به عادت را در مطلق امور حتى در انتاج مقدمتين يعنى صغرا و كبرا مر نتيجه را ، جارى مىكند و مىگويد : « عادة اللّه جارى است كه نتيجه ، عقيب مقدمتين حاصل شود . » . و بحث آن در پيش است .
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٠