وجيز و ملخص بود مختصر « 1 »
سوى « 2 » جز نعم آرى الا مگر
كاى « 3 » و كاء و كأى و كأ * و كيى ء بمعنى كم اندر خبر « 4 »
ايا و هيا و اى و يا و أ * چو يا ايها « 5 » اى بود اى پسر
القطعة الملحقة فى بحر الخفيف المسدس المخبون المحذوف فى انواع اللغات
اى تو از جمله علوم استاد
قابل هر كمال و استعداد
فاعلاتن مفاعلن فعلن * از من اينقطعه را بگير ارشاد
نوعهاى لغت زمن بشنو * اولا اصلى « 6 » است همچو عماد « 7 »
پس مولد « 8 » چو ضفدع « 9 » و طاجن « 10 » * باز تسخان « 11 » و طيجن اى استاد
هامش
( 1 ) سخن كوتاه و مختصر نيز عربى است تفسير بان از جهت شهرت است
( 2 ) بضم سين نيز صحيح است
( 3 ) كاين نيز صحيح است
( 4 ) يعنى چنان كه كم خبريه افاده تكثير ميدهد اين پنج كلمه مانند كم افاده تكثير مينمايند مثل قول خداوند متعال در اواخر سوره آل عمران و كاين من نبى قاتل معه ربيون كثير الاية كه كاين در اينجا بمعنى كم است يعنى بسيار از پيغمبر در راه خدا مقاتله و كار زار كرد كه با او بودند سپاه فراوانى . چند وجه فرق بين اين چند كلمه و كم است كه در كتب نحو مسطور است و بين آن در اينجا مناسب نيست
( 5 ) يعنى چنان كه در زبان فارسى اگر بخواهند كسى را ندا كنند و صدا زنند و طلب نمايند با كلمه اى طلب ميكنند مثلا مى گويند آى پسر عرب نيز با آن شش كلمه صدا ميزنند و طلب مينمايند
( 6 ) اصلى لغتى است كه در قديم موضوع شده باشد
( 7 ) يعنى بناى بلند و ستون
( 8 ) مولد يعنى پيدا شده و آن لغتى است كه در قديم نبوده بلكه جديدا و تازگى در ميان عرب بهم رسيده باشد نه آنكه معرب باشد
( 9 ) بفتح و كسر دال وزغ است
( 10 ) طاجن و طيجن تا به كه بر او چيزى بزند ( كنز ) تا به بر وزن لا به ظرفى باشد پهن كه در آن كوكو خاكينه و ماهى بريان كنند ( برهان قاطع )
( 11 ) چكمه .