تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

القطعة الرابعة عشر فى بحر الهزج المثمن الاحزاب المقبوض الازل فى و فرج الاصابع

اى آنكه مدام نام تو در ذكر است
وزگرد رهت دامن گل پر عطر است
مفعول مفاعلن مفاعيلن فاع * اخرب هزج است اگر ترا اين فكر است « 1 »
بصم و عتب و رتب چهارم فتر است * اينها همه چيست فرجه هاى شبر است « 2 »

القطعة الخامسة عشرة فى بحر الهزج المثمن الاحزاب المقبوض الازل فى اسامى ازواج الدائمة المجتمعة الباقية بعد النبى صلى الله عليه و على آله

اى طلعت ماه جبهه ات محتشمه
محتاج رعايت تو دلها چو رمه
مفعولن مفاعلن مفاعيلن فاع * تقطيع به اين بحر كن از هر كلمه
نه جفت نبى كه پاك بودند همه * بد « 3 » عايشه و جويريه « 4 » محترمه
با ام حبيبه حقصة بود و زينب * ميمونه صفيه سودة ام سلمة
هامش
( 1 ) يعنى اگر در فكر و در پى آنى كه وزن بحر اخرب هزج را بدانى وزن آن مفعولن الخ است ( 2 ) مرادش در اينقطعه آنست كه الفاظى كه براى گشادگى و شكاف بين انگشتان است بيان كند چون نامهاى انگشتان را در قطعه دوازدهم دانستى اكنون گوئيم شبر بكسر شين و سكون باء بمعنى وجب است و فرجه بمعنى ميانه و شكاف باشد يعنى اگر دست را به حال وجب كردن گذاريم بطورى كه همه انگشتان باز باشد گشادگى كه از بالاى انگشت خنصر تا سر انگشت بنصر است بصم نامند و گشادگى كه بين سر انگشت بنصر تا سر انگشت وسطى است عتب و از سر وسطى تا سبابه است رتب و از سر سبابه تا سر ابهام است فتر باشد ( 3 ) مخفف بود عايشه دختر ابى بكر و حفصه دختر عمر است ( 4 ) در چندين نسخ بجاى جويريه خديجه است اشتباه ناسخ است زيرا اين قطعه در بيان اسامى زنها پيغمبر كه بعد از رحلت حضرتش بودند ميباشند و خديجه پيش از پيغمبر اكرم ( ص ) از دنيا رفته .