پرش به محتوای اصلی

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى) — صفحه 24

پدیدآورندگان:

ص۲۴
حكم داور « 1 » و محكمه جاى او
ولى بينه همچو شاهد گواه « 2 »
ذهاب و مجيى ء رفتن و آمدن
سياحت بگشتن « 3 » سباحت ش‌ناه « 4 »
چه مملوك و عبد است و مولى « 5 » غلام * وصيفه امة جارية هست داه « 6 »
قعيدة حليلة ظعينه ربض * زن و بعل شوهر دنيه « 7 » كلاه
غداه و مساء با مداد است و شام * عشاء « 8 » وقت خفتن قلنسو « 9 » كلاه

القطعة العاشرة فى بحر الخفيف المسدس المخبون المحذوف

مه موزون آفتاب لقا « 10 »
وزن بحر خفيف جست از ما
پاورقی
( 1 ) اصلش داد ور بود بمرور ايام تخفيف داده شد داور شد يعنى شخصى كه بين نيك و بد و حق و باطل ميانجى و تميز كننده باشد ( 2 ) گواهى دهنده ( 3 ) در زمين گشتن و بيابان سير نمودن ( 4 ) شارح طالقانى گفته از جهة رعايت قافيه ها در آخر شنا الحاق شد ولى در برهان قاطع و جامع ها را اصلى شمردند و گفتند شنا و شتاب و شنار و شناو و شناه همه بمعنى شناورى و آب ورزى باشد ( 5 ) هر سه بمعنى غلام است كه بمعنى بنده باشد و غلام نيز عربى است بنا بر شهرت تفسير بان شده و مولى از لغت اضداد است . بمعنى مالك و مملوك هر دو آمده ( 6 ) داه بر وزن ماه كنيزك و پرستار باشد ( برهان قاطع ) ( 7 ) صحيح آن بتشديد نون و يا هر دو مىباشد ولى براى درست شدن شعر بتخفيف نون خوانده مىشود و آن كلاه و راز قاضيان است در منتهى الارب گفته دنية القاضى كلاه قاضى است و شبهت بالدن مرادش انستكه دن بمعنى خم بزرگ قير اندود است و چون كلاه قاضى در بزرگى و بلندى شبيه نجم است آن را دنيه ناميده اند و ربض و ربض نيز جائر است ( 8 ) از شام تا خفتن را نيز گويند ( 9 ) صحيح آن قلنوة است از جهة ضرورت شعر مخفف شد ( 10 ) مرادش آنست كه خواهنده كه در زيبائى چون ماه تابان بود و اندام موزون و متناسبى چون سرو خرامان و رخسارى چون خورشيد درخشان داشته بود وزن بحر خفيف را از ما خواسته بود گفتمش اى دلبر زيبا وزن آن فعلاتن مفاعلن فعلن است