تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و اين همه بيدادگرى مىنمايند ؟ آن مردك چرا هديه و حلوا را در شب آورده است ، چرا در روز نياورده است ، چرا تا امروز كه امير المؤمنين - عليه السّلام - بر سر كار نبود و به ظاهر خليفهء مسلمانها محسوب نمىشد نياورده است ، و حالا آورده است ؟ اين حلوا بو دارد ، اين حلوا صله است يعنى وسيله و دستاويزى براى رسيدن به هدفى شيطانى است ، اين حلوا در پيش چشم توحيد على ازقى كردهء دهان مار ناگوارتر و خوارتر است .
برو اين دانه بر مرغى دگر نه * كه عنقا را بلندست آشيانه
اين يك انسان ملكوتى است ؛ اين يك انسان كامل است ؛ اين يك انسان حقيقى است كه سوگند به خدا ياد مىكند اگر هفت اقليم ، با آنچه در تحت افلاك آنهاست ، به دو دهند كه پوست جوى را از دهن مورى به درآورد ، چنين كار نمىكند .
سيه اندرون باشد و سنگدل * كه خواهد كه مورى شود تنگدل
اين انسان كامل در تمام ابعاد شئون انسانى مثل اعلى است . ما تابع اين انسانيم ، ما در خط و فرمان چنين انسانيم ، كه خود انسان است و انسان سازنده و تشكيل‌دهندهء مدينهء فاضله ، و منطق او وحى الهى است ، و دستور العمل و صادر از خداوند سبحان است . منطق رهبران الهى ما در دست همگان است ، ديگران بهتر از اين دارند بسم اللّه بفرمايند ارائه بدهند . در عالم به غير از قرآن ، منطق وحى در جايى نشان دارند ، كتاب ديگرى سراغ دارند ، معرفى كنند . جوامع روائى ما از نهج البلاغه و صحيفهء سجاديه و بحار و كافى و ديگر اصول و مسندهاى اسلامى ، همه ، از شئون و شعوب قرآن‌اند ، و به يك معنى قرآن متنزّل‌اند . ديگران بهتر از اينها دارند ، بفرمايند ما كه هر چه بيشتر گشتيم كمتر يافتيم . اوستايشان را ديده‌ايم ، عهد عتيق و عهد جديدشان را خوانده‌ايم ، حرفهاى بودا را هم ديده‌ايم ، تلمودشان را نيز زير و رو كرده‌ايم ، و از هر جا چيزى سراغ گرفته‌ايم و به دنبالش رفته‌ايم و كتابهايى تحصيل كرده‌ايم ؛ و لكن ، بدون تعصب ، بلكه
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 135 | حسن حسن زاده آملى