تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهى نامه (فارسى) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧

[ متن ]

الهى يا الهى يا الهى * نباشد جز توام پشت و پناهى منم يك ذرّه از ارض و سمايت * منم يك جلوه از نور و بهايت منم يك قطره از درياى جودت * منم يك لمحه از شمس وجودت منم يك نكته از غيب و شهودت * منم يك شمه از فيض نمودت منم يك نقطه از علم عنايى * منم يك صورت رسم خدايى منم هم بوته‌اى از بوستانت * منم هم در عداد دوستانت منم هم نقشى از ايوان حسنت * منم هم شمعى از ديوان حسنت منم دل‌داده‌ى روى نكويت * منم شيداى حسن ذات و خويت دل من در ميان اصبعينت * نمود من بود از علم و عينت ز لطف تو دگر نبود فنايم * براى تا ابد باشد بقايم عطا كردى ز الطاف خدايى * مرا اين منصب فقر و گدايى دل من شد چو يك زنبورخانه * ز بس از داغ تو دارد نشانه چه شيرين است داغت كآتشين است * فداى تو شوم كه داغت اين است بيامد رائد موى سفيدم * كه از سوى توام داده نويدم كزين زندان‌سراى تنگ و تاريك * زمان ارتحالت گشت نزديك به قدر معرفت كردم عبادت * كه علم تو دهد بهتر شهادت به وفق اقتضاى عين ثابت * زمين شوره نبود مثل نابت چه بتوان گفت در كار خدايى * ندارد كار او چون و چرايى چو ذاتش فعل او حق مبين است * و لا يسأل عمّا يفعل اين است خداوندا دل ديوانه‌ام ده * بصحراى غمت كاشانه‌ام ده مرا محو جمال خويش فرماى * دمادم جلوه‌هايت بيش فرماى بذات و خوى خود محشور ميدار * ز زرق و برق دنيا دور ميدار چه خوش از لطف خاص كردگارى * به اميدش رسد اميدوارى