تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهى نامه (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
مدهوش و بيهوش است . الهى ما همه بيچاره‌ايم و تنها تو چاره‌اى و ما همه هيچكاره‌ايم و تنها تو كاره‌اى . الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا
نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
انعمت فزد . الهى شأن اين كلمهء كوچك كه به اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شأن متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود . الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم . الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم . الهى چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته‌ام راه بسيار ميروم و مسافتى نمىپيمايم واى من