الهى خوشدلم كه از درد مينالم كه هر دردى را درمانى نهادهاى .
الهى در خلقت شيطان كه آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملك چهها باشد .
الهى ديده را بتماشاى جمال خيره كردهاى ، دل را بديدار ذو الجمال خيره گردان .
الهى خنك آنكس كه وقف تو شد .
الهى شكرت كه دولت صبرم دادى تا بملكت فقرم رساندى .
الهى شكرت كه از تقليد رستم و به تحقيق پيوستم .
الهى تو پاك آفريدهاى ما آلوده كردهايم .
الهى پيشانى بر خاك نهادن آسان است دل از خاك برداشتن دشوار است .
الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در يوم تبلى السرائر چه كنيم .
الهى شكرت كه كور بينا و كر شنوا و گنگ گويايم .
الهى نامه (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨