الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا .
الهى علمم موجب ازدياد جهلم شد يا علم محض و نور مطلق بر جهلم بيفزا .
الهى اثر و صنع توام چگونه به خود نبالم .
الهى دو وجود ندارد و يكى را قرب و بعد نبود .
الهى هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا .
الهى تا كعبهء وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و اين لنگ بمراتب كمتر از خرچنگ است ؛ خرچنگ را گفتند بكجا ميروى گفت به چين و ماچين گفتند با اين راه و روش تو .
الهى دلدادهء معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمّى را از اسم چه اثر .
الهى كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشيناند خودت چونى .
الهى اگر از من پرسند كيستى چه گويم .
الهى نامه (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٦