دائرهء خيال تجاوز نمىكند مگر كمّل كه در خارج از دائرهء خيال انشاء و ايجاد مىكنند كه « العارف يخلق بالهمّة » . اكنون گوئيم : چنان كه مردم به تصور صحّت صحّت يابند و به تصوّر مرض مريض شوند و به تصور ترشى در دهان آب جمع شود و به تخيّل شخص صاحب جمال القاء نطفه كند ، و خلاصه تصور سبب ايجاد مىشود و همّت موجب انشاء مىگردد گويا به همينسان در نشأهء ماوراى طبيعت بايد گفت كه :
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ
. « 1 »
وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ
« 2 » .
انسان كامل در طبيعت و نفس و عمل بايد كامل باشد ، و غرض از طبيعت قوّهء نفس علميّه است كه اگر ضعيف است فقط در بدن خود تأثير مىكند مثل حركت و حرارت از غضب و امثال آن ، و اگر قوىتر شود ممكن است در خارج نيز تأثير بكند مثل كرامات و معجزات ، چشم زخم نمونه است .
و امّا قوهء خيال يكى از قواى كاملهء انسانى است كه واسطهء بين حس و تعقّل است و استكمال آن از كمال انسانيّت است ، و اينكه در بعض اشخاص ضعيف پيدا مىشود و اغلب خيالات باطله را تصوير مىنمايد به جهت آنست كه تكامل هريك از قواى نفوس ضعيفه مستلزم نقصان قواى ديگر است و الّا انسان كامل اگر در تمام قوا مكمّل باشد نقصى به عمل قوّهء خيال در كمال او نيست بلكه هرچه اكمل باشد شرف او است ، و به هرصورت نبى كامل مىتواند معانى معقوله را در كسوت الفاظ مسموعه بشنود و صور مجرده را ببيند ، و آنكه در نبوت به مرتبهء او نيست فقط در عقل كامل است نه در خيال .
آنكه گفتهايم : « تكامل هريك از قواى نفوس ضعيفه - الخ » . معلم ثانى فارابى در فصّ چهلوهفتم و چهلهشتم « فصوص » در اين موضوع گويد : « الروح القدسيّة لا تشغلها جهة تحت عن جهة فوق . الأرواح العامّيّة الضعيفة اذا مالت الى الباطن
هامش
( 1 ) - سورهء زخرف 43 - آيهء 72 .
( 2 ) - سورهء فصلت 41 - آيهء 31 .